حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
524
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
جديد را بديدند بىزد و خورد تسليم شدند و آنها نيز كه از طغيان بازنيامدند به زور سپاه مطيع شدند . سرسختتر از همه شورشيان عمر بن حفصون بود كه عبد الرحمن چند سال پياپى با او و پسرانش جنگ داشت و عاقبت بسال 305 عمر بمرد و پسرانش از پس جنگهاى طولانى از در صلح درآمدند و عبد الرحمن چون قلعههاى بلندشان را بديد خدا را سپاس داشت و همه مدتى كه در آنجا بود روزه شكر داشت . تولدو ( طليطله ) آخرين منطقهاى بود كه تسليم شد و اين بسال 320 بود كه كشور از طغيان پاك شد ، اسلاف عبد الرحمن به اين ولايت خودمختارى داده بودند از پس بيست سال كشاكش قلمرو خلافت امويان كه هرجا اميرى مستقل داشت مطيع خلافت شد و در حقيقت عبد الرحمن ناصر بنيانگزار دوم خلافت اموى اندلس است . روش آميخته بخشونت عبد الرحمن نسبت به مسيحيان اندلس مربوط بسرسختى اينگروه در جنگهاى ضد دولت بود كه مورخان مسيحى عنوان آن را " جنگ مقدس " دادهاند ، عبد الرحمن در آن جنگها كه بر ضد مسيحيان شمال و نيز بر ضد فاطميان درانداخت از غلامان سقلابى كمك گرفت كه در آن روزگار تجارت غلامان سقلابى رواجى داشت و تاجران يونانى و ونيزى كودكان را ميخريدند و بديار اندلس ميبردند و ميفروختند و خريداران كه ميتوانستند اين كودكان را بميل خود مطابق آداب مسلمانى تربيت كنند بخريدشان رغبتى داشتند ، بدوران عبد الرحمن اندلس از جنوب در خطر فاطميان و از شمال در خطر مسيحيان و خاصه مردم استوريش بود . مسيحيانى كه با خلافت اندلس سر طغيان داشتند در ولايت ليون مقيم بودند و قلعههاى محكم ساخته بودند و در چند جنگ عربان را بشكستند و به قلمرو خلافت حمله بردند و سانكو پادشاه ناوار كه پيشواى مسيحيان شمال بود بمرد و مال مددشان ميداد . استانلى لينپول در وصف مسلمانان و نيكرفتاريشان با دشمنان جنگ و بدخوئى مسيحيان كه مردمى خشن و سختدل و بىتربيت بودند گويد : " اخلاق مسيحيان